به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران» ، امروز چهارشنبه 12 اسفند 1388 کیهان در بخش اخبار ویژه خود نوشت:
جایزه نوکری برای بانیان گوانتانامو و ابوغریب
وزارت خارجه آمریکا از زمان دولت بوش (سال 2007) جایزه ای را در پوشش فعالیت مدنی به عناصر نشان شده خود در کشورهای مختلف و اغلب کشورهایی که با آمریکا در تعارض هستند اعطا می کند.
ملنی ورویر نماینده وزارت خارجه آمریکا، شادی صدر را در کنار چند زن قبرسی، دومنکینی، افغانی، کنیایی، کره ای، سری لانکایی، سوری و زیمبابوه ای در شمار 10 زن شجاع در سال 2010 معرفی کرده است. صدر چند ماه پیش نیز همراه رویا و لادن برومند جایزه مسمابه لخ والسا (مهره آمریکا) را دریافت کرده بود.
آمریکایی ها با این جایزه های تحقیرآمیز تلاش می کنند از افراد کم مایه و گمنام چهره سازی کنند و به همین دلیل هم بود که به عنوان مثال یک مجله آمریکایی چندی پیش، زهرا رهنورد را سومین زن متفکر بزرگ دنیا جا زد اما پس از چند روز مجبور شد توضیح دهد که این کار، رفتاری صرفاً سیاسی برای اثرگذاری در افکارعمومی ایران و حوادث پس از انتخابات بوده است.
آنچه در این میان جالب است این که عموم عناصر نشان شده از سوی آمریکا هرگز به خود جرئت و اجازه نمی دهند که نسبت به جنایت های بی سابقه و نقض گسترده حقوق بشر از سوی این دولت استکباری کوچک ترین اعتراضی بکنند، درست به همان دلیل که چاقو دسته خود را نمی برد.
عتبات مشرف بودیم که خبر آمد دستگیرمان کرده اند
یکی از همکاران ستاد و سایت وابسته به موسوی اصرار دارد که خود را آدمی مهم جا زده و به هر قیمت بازداشت شود.
«غ-ر» اخیرا در سایت کلمه ضمن حمله به سردار کوثری و کیهان و... مدعی شده بود «در جایی! و در جلسه ای! و با حضور عده ای! کارشناس خبره درباره بررسی ابعاد راهپیمایی 22 بهمن دعوت شده بودم. یکی از کارشناسان گفت در فرمایشات تمام دوستان دو نکته دیده می شود؛ یکی آن که همه در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کرده اند و دوم آن که تمام دوستان نسبت به وضع موجود معترضند. پس از این فرمایش، یکی از اعضای جلسه گفت من با تمام اعضای خانواده ام در راهپیمایی حضور داشتیم اما در جیب فرزندانم پارچه های سبز وجود داشت».
وی چند روز بعد مطلب دیگری در کلمه نوشته و ضمن کلی تواضع و فروتنی می نویسد: بعضی دوستان صدیق با مشاهده آن مقاله، با دلسوزی های عمیق مرا از ادامه نوشتن و قلم زدن در چنین عرصه هایی منع کردند. به گمان آنها این گونه نوشته ها تند است و ممکن است با عکس العمل مواجه شود. بعضی آن را به راه رفتن روی مین تعبیر و برخی هشدار دادند که باید تبعات آن را بپذیرم. بعضی هم در کامنت هایی که فرستاده اند از این که هنوز در کشور آزادمردانی وجود دارند که با صراحت و شجاعت با حکومت و حاکمیت حرف می زنند احساس شادمانی کرده و اینجانب را شرمنده لطف و محبت خود نموده اند... بعضی هم لب به تحسین گشوده اند.
غ.ر اضافه می کند: «بر این باورم این نوشته ها و نقدهای امثال من نه تنها شجاعانه و متهورانه نیست و نباید پاسخ تهدید و طرد و زندان داشته باشد بلکه حتی حکومت باید در عمل دیگران را به اتخاذ این رویه ها تشویق کند. چرا باید رفتار حکومت به گونه ای باشد که وقتی نوشته های کسی مانند این کمتر از کمتر! به دلیل تشرف به عتبات موقتا مدتی کوتاه متوقف می شود نامه ها و تلفن ها و کامنت هایی آکنده از نگرانی دوستان در این جهت زده و نوشته شود که لابد نیروهای امنیتی مرا دستگیر کرده اند! من برای کسب و منفعت و نان به این عرصه نیامده ام که با احتمال خطری دکان کسب ببندم. نظام چرا باید من و امثال من را دستگیر کند؟».
به قول سریال قدیمی مثل آباد، «خدا قبول کند عجب سرگذشتی داشتی کل علی!». فعلا از دکانداری و نان حضرت امام خوردن و نمکدان شکستن که بگذریم، ظاهرا قصه همان قصه معروف است که پلیس ها 2 نفر دزد گردن کلفت را دستبند زده و با خود می بردند و در این میان یک آدم پیش پا افتاده هم که هوس شهرت به سرش زده بود، مدام خود را میان پلیس و دزدهای دستگیر شده می انداخت و می گفت ما 3 تا را برای چی به زندان می برید؟!
هاآرتص: انگشت ایران روی ماشه رفت
رایزنی اخیر مقامات ایران، سوریه، حزب الله، حماس و جنبش جهاد اسلامی در دمشق و تهران، بازتاب گسترده ای در میان دوستان و دشمنان امت اسلامی داشت. اغلب رسانه ها این رایزنی صمیمی و نزدیک را پاسخ زیاده گویی مقامات رژیم صهیونیستی در تهدید کشورهای منطقه ارزیابی کرده اند.
روزنامه صهیونیستی هاآرتص در تحلیلی نوشت: انگشتان احمدی نژاد بر روی ماشه است و هدف واقعی در سفر او به سوریه، هماهنگی برای برخورد نظامی با اسرائیل بود، با این استراتژی که کسانی برای دشمنی وارد عمل شوند متقابلا ماشه از سوی ایران و متحدانش کشیده خواهد شد. ملاقات احمدی نژاد، بشار اسد، سیدحسن نصرالله و خالد مشعل در سوریه، ارسال پیامی روشن مبنی بر حمایت این کشورها و سازمان ها از یکدیگر است.
هاآرتص اضافه کرد: آرایش سیستم های ضدهوایی بسیار پیشرفته حزب الله در مرزها، یک اعلان جنگ تلقی می شود. حزب الله امروز به مراتب قوی تر از دوران پیش از جنگ تابستان 2006 است. حزب الله اکنون 40 هزار راکت و موشک دارد که با آنها قادر به هدفگیری مناطق صنعتی شمال اسرائیل، تل آویو و صحرای نقب است.
سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی هم به نقل از روزنامه ایتالیایی ایل جورناله نوشت: همایش های اخیر دمشق و تهران موجب نگرانی و ترس شده است. در این نشست ها همه اعضای محور شرارت ]


